اوّل «ماه»

ساخت وبلاگ
چکیده : ... با عنوان : چگونه هدف می‌تواند زندگی را نابود کند! بخوانید :
  پای یکی از مطالب خاموش‌شده‌ی وبلاگ، بحثی در ارتباط با هدف‌های بیرونی و درونی، یا هدفِ در آینده و هدف جاری شکل گرفته بود. از آن‌جا که آن مطلب فعلاً خاموش است و مطالعه‌ی کامنت‌ها میسر نیست، پاسخی را ک...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:42
چکیده : ... با عنوان : چگونه کودکمان در یک مأموریت پلیسی موفق شود بخوانید :
به فروشگاهی در همین نزدیکی رفته بودم تا به جای شام، به یک کیک و نوشیدنی اکتفا کنم. در حال خوردن نگاهم به تلویزیون بزرگ چسبیده به دیوار بود. پیام‌های بازرگانی پخش می‌کرد. گروهی پلیس برای یک مأموریت, در ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 21:10
چکیده : ... با عنوان : شات داون بخوانید :
فضای خالی درایوِ سیستم عامل کامپیوترم که از یک حدی کم‌تر می‌شود، کامپیوتر خیلی مظلومانه قابلیت هایبرنیت شدنش را از دست می‌دهد. در این شرایط اگر باتری‌اش به پنج درصد برسد، به جای هایبرنیت شدن، خیلی قاط...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : امید بخوانید :

غرق بودم توی فکرهای خودم. «خدا کنه هیچ‌وقت یه اشتباه کوچیک جلوی یه اتفاقِ خوبِ بزرگ رو‌ نگیره». بلند بلند فکر می‌کنم. این جمله‌م را شنید. گفت «گندی زدی؟» با چهره‌ی بی‌حالتی نگاهش کردم. شانه بالا انداختم. «نمی‌دونم. خدا کنه گند نزده باشم». سرش را تکان داد و گفت «خوبه. بسپار به خدا. آدمی‌زاد هی گند میزنه. غصه نخور. خدا درست کنه ایشالا». نگاهِ چهره‌ی بی‌حالتم را به زمین انداختم. هی توی کله‌ام دور می‌زد. «خدا کنه جلوی هیچ اتفاق خوبی گرفته نشه». فکرم درگیر بود.

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : بالاترین لذت دنیا بخوانید :
علیرضا، پسردایی مادرم، راننده‌ی اتوبوس شرکت واحد کرج است. خودش یک دستگاه اتوبوس دارد و در بخش خصوصی کار می‌کند. یک شب که مهمانش بودیم، وقتی راننده ماشین را از سر کار بازگرداند، علیرضا دعوت کرد تا ساعت...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : دنبال‌بازی و چند بازی دیگر بخوانید :
آن بلاگفای فلان‌فلان‌شده که قاطبه‌ی بیانی‌ها در پست طلیعه‌ی وبلاگ فعلی‌شان به آن بد و بی‌راه می‌گفتند و از بی‌وفایی‌اش ناله می‌کردند، یک چیزهای خوبی هم داشت، که البته به معنی داشتن امکانات بهتر نبود. ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : خوش به حال آسمان بخوانید :

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : کارفرما بخوانید :
مدتی بود که فکر و خیال‌های شاید نه چندان مهم درگیرم می‌کرد و یک‌جورهایی دمغ بودم. یکی از دوستانم گفت که آن‌قدر سر خودت را شلوغ کن که دیگر فرصت برای فکر‌های بی‌اهمیت نداشته باشی، آن‌قدر که مرز اهمیت ام...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : ماشین می‌سازیم که راه بره بخوانید :
● شباهنگ در خلال تازه‌ترین پست وبلاگش این‌طور نوشته که: «[خبرنگار رادیو از ما دوتا که دانش‌آموز بودیم] پرسید کی می‌دونه دعا چیه؟ برای چی دعا می‌کنیم ما؟ دستمو بلند کردم که جواب بدم. جواب دادم. جواب خو...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36
چکیده : ... با عنوان : هستی؟ بخوانید :
هم‌چین روزهایی بود. پاییز بود. هوا رطوبت داشت، اما باران نمی‌بارید. اگر هم می‌بارید خیلی کم و آرام. مثلاً اگر دستت را رو به آسمان می‌گرفتی، در هر دقیقه دو سه قطره نصیبش می‌شد. هوا کمی سرد بود، ولی سرم...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:36