بر تو مبارک
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 13:12
روز اول سال، درِ هر پیامرسان و پیامکی را که باز میکردم، فوج انشاها بود که دربارهی نوروز و بهار و طبیعت و گل و بوته و پروانه و زمین و آسمان و زندگی و موفقیت و خوشبختی و بالأخره تبریک و آرزوهای شیک
حالا که آمده
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 13:12
متخصص، با تکنیک، خوشصدا، و خلاصه میتوان گفت واجد همهی ویژگیهایی که یک خوانندهی حرفهای باید داشته باشد. این را تازگی فهمیدم. از قبلتر هم میشناختمشها، ولی نه اینطور. یکی دو قطعه ازش شنیده بودم
جملهسازی با جدیدترین امکانات روز
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 13:12
دو سه سال پیش، محمدحسین شده بود مسئول یک اردو برای جماعتی از دانشجوهای دانشگاه تهران. همین ورودیهای بزرگوار جدید که نشاط جوانی از سروکولشان بالا میرود! چندتا اتوبوس دانشجوی تازهوارد را سپردهبودند
و میتواند حال خوب آدم را بهتر کند
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 13:12
خلاقیت در انتخاب کلمات، قدری وقت لازم دارد، حداقل برای عموم افراد اینطور است، ولی گاهی لازم است که آدم این وقت را بگذارد. اینکار میتواند حس و حال خوبی را که قرار است بیان شود، عمیقتر و ماندگارتر ه
میشود که معنادار بمانند
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 13:12
اینطور نیست که بگوییم به خاطر کلیشه شدن یک سری عبارتها در زبان و از دست دادن معنای اصیلشان دیگر ناچاریم احساسات واقعی را با اموجیها و شکلکها نشان بدهیم. کافی است قدری تأمل کنیم. مثلاً ممکن است شما
مخترع ماشین بخار کی بود مهندس؟
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 8:28
همانطور که میدانید، ابنسینا* از فیلسوفان بزرگ و نظامساز در سنت فلسفی خودش به حساب میآید و دقتها و ابداعات قابل توجهی در این عرصهها داشته، و آثار مهم و اثرگذارش در حوزهی فلسفه، همیشه مورد توجه
و آنک هدیه روز مادر
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 8:28
شاید دبستانی بودم، شاید هم هنوز مدرسه نمیرفتم. روز مادر که میشد، برای مادرم یک نقاشی میکشیدم. میگشتم از توی کتابها و مجلهها نقاشی یک مادر و پسر را پیدا میکردم و از روی آن نقاشی میکردم. وقتی که
چگونه هدف میتواند زندگی را نابود کند!
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:42
پای یکی از مطالب خاموششدهی وبلاگ، بحثی در ارتباط با هدفهای بیرونی و درونی، یا هدفِ در آینده و هدف جاری شکل گرفته بود. از آنجا که آن مطلب فعلاً خاموش است و مطالعهی کامنتها میسر نیست، پاسخی را ک
چگونه کودکمان در یک مأموریت پلیسی موفق شود
-
تاریخ: 1397/9/10 ساعت: 21:10
به فروشگاهی در همین نزدیکی رفته بودم تا به جای شام، به یک کیک و نوشیدنی اکتفا کنم. در حال خوردن نگاهم به تلویزیون بزرگ چسبیده به دیوار بود. پیامهای بازرگانی پخش میکرد. گروهی پلیس برای یک مأموریت, در
شات داون
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
فضای خالی درایوِ سیستم عامل کامپیوترم که از یک حدی کمتر میشود، کامپیوتر خیلی مظلومانه قابلیت هایبرنیت شدنش را از دست میدهد. در این شرایط اگر باتریاش به پنج درصد برسد، به جای هایبرنیت شدن، خیلی قاط
امید
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
غرق بودم توی فکرهای خودم. «خدا کنه هیچوقت یه اشتباه کوچیک جلوی یه اتفاقِ خوبِ بزرگ رو نگیره». بلند بلند فکر میکنم. این جملهم را شنید. گفت «گندی زدی؟» با چهرهی بیحالتی نگاهش کردم. شانه بالا انداختم. «نمیدونم. خدا کنه گند نزده باشم». سرش را تکان داد و گفت «خوبه. بسپار به خدا. آدمیزاد هی گند میزنه. غصه...
بالاترین لذت دنیا
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
علیرضا، پسردایی مادرم، رانندهی اتوبوس شرکت واحد کرج است. خودش یک دستگاه اتوبوس دارد و در بخش خصوصی کار میکند. یک شب که مهمانش بودیم، وقتی راننده ماشین را از سر کار بازگرداند، علیرضا دعوت کرد تا ساعت
دنبالبازی و چند بازی دیگر
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
آن بلاگفای فلانفلانشده که قاطبهی بیانیها در پست طلیعهی وبلاگ فعلیشان به آن بد و بیراه میگفتند و از بیوفاییاش ناله میکردند، یک چیزهای خوبی هم داشت، که البته به معنی داشتن امکانات بهتر نبود.
خوش به حال آسمان
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
کارفرما
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
مدتی بود که فکر و خیالهای شاید نه چندان مهم درگیرم میکرد و یکجورهایی دمغ بودم. یکی از دوستانم گفت که آنقدر سر خودت را شلوغ کن که دیگر فرصت برای فکرهای بیاهمیت نداشته باشی، آنقدر که مرز اهمیت ام
ماشین میسازیم که راه بره
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
● شباهنگ در خلال تازهترین پست وبلاگش اینطور نوشته که: «[خبرنگار رادیو از ما دوتا که دانشآموز بودیم] پرسید کی میدونه دعا چیه؟ برای چی دعا میکنیم ما؟ دستمو بلند کردم که جواب بدم. جواب دادم. جواب خو
هستی؟
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
همچین روزهایی بود. پاییز بود. هوا رطوبت داشت، اما باران نمیبارید. اگر هم میبارید خیلی کم و آرام. مثلاً اگر دستت را رو به آسمان میگرفتی، در هر دقیقه دو سه قطره نصیبش میشد. هوا کمی سرد بود، ولی سرم
لفت
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
امشب که یکی از دوستان داشت میگفت میخواسته از فلان گروه لفت بدهد، در این فکر فرو رفتم که اولین بار چه کسی کشف کرد که لفت یک چیز دادنی است! چهطور متوجه شد که لفت را میدهند و مثلاً نمیگیرند یا نمیز
مصالحه در جشنوارهی سیوپنجم
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:36
دیروز به اتفاق یکی از رفقا رفتیم پردیس ملت، برای حضور در نخستین روز جشنوارهی فیلم کوتاه تهران. پس از ساعتی معطلماندن در صف فیلمهای داستانی، در سالن جا نشدیم و ناچار رفتیم سالن بخش بینالملل. از دو
مشکل
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:16
— تو ازدواج نکردی، و چون ازدواج نکردی نمیدونی معنی مشکل چیه!— تو ازدواج کردی، و چون ازدواج کردی یادت نمیاد معنی مشکل چیه! #دیالوگ